پروندهای که توسط قضات و دادستانها دستکاری شد
1در رسانهها و روزنامهها سر و صدا شد که در مذبح ما افراد زیادی کشته شدهاند و در کوهستان دفن پنهانی شدهاند و 이 사람 دستور آن را داده است، مگر نه؟우리 제단에서 많은 사람을 죽여서 산에 갔다가 암매장했다고 이 사람이 그걸 지시해서 그렇게 했다고 방송에서 떠들고 신문에 나고 그랬죠?
2بنابراین، حتی وقتی 탁명환 مرد، گفتند که 이 사람 به ملاقاتکنندگانش دستور داده است که 탁명환 را بکشند، و هر روز 이 사람 را برای بازجویی احضار میکردند، اما هر چقدر هم که بازجویی میکردند، چون بازجوها هم چشم دارند، چه به مردمک چشم 이 사람 نگاه میکردند، چه به تمام رفتار و کردار 이 사람، آیا او شبیه کسی به نظر میرسید که آدم میکشد؟그래서 이 사람이 그 탁명환이 죽었을 때에도, 이 사람이 면회해 온 사람들한테 지시해서 탁명환이를 죽였다고, 이 사람을 매일 불러내다가 조사를 하는데, 암만 조사를 해봐야 조사관도 눈이 있는 고로, 이 사람의 눈동자를 본다든지, 이 사람의 모든 품행을 본다든지, 이 사람의 모든 행동거지를 보아도 사람 죽일 사람으로 보이겠어요?
3نه، مگر نه؟안 보이죠?
4بنابراین، حتی دادستانهایی بودند که در حین بازجویی، در مقابل من شکایت میکردند و میگفتند: «آه~ چرا اینقدر یک آدم بیگناه را بازجویی میکنند.»그러니까 "햐~ 이렇게 죄도 없는 사람을 자꾸 이렇게 조사를 하고 이런다"라고 불만을 나 앞에서 말하면서 조사하는 검사들도 있었어요.
5پس «آیا 영생교 탁명환 را نکشت؟»그래서 "탁명환이를 영생교에서 죽이지 않았느냐?"
6«آیا با دستور به پیروانت او را نکشتی؟» و همینطور سؤال را بارها و بارها تکرار میکردند."교인들을 시켜서 죽인 것 아니야?" 하고서 묻는 말을 계속해서 되풀이해서 물어, 그냥.
7حتی وقتی میگفتم نه، باز هم تکرار میکردند و دوباره میپرسیدند، و دوباره میپرسیدند، و دوباره میپرسیدند، تمام روز، تا دیروقت شب میپرسیدند.아니라고 그래도 되풀이해서 또 묻고, 또 묻고, 또 묻고, 하루 종일, 밤늦게까지 물어요.
8بنابراین، 이 사람 فقط «نه» نمیگفت، بلکه میگفت: «من از کودکی آموزش دیدهام که کشتن موجود زنده گناه بزرگی است.»그래서 이 사람은 아니라고만 말하는 것이 아니고 "나는 어려서부터 생명을 죽이는 일은 큰 죄라고 교육을 받았다."
9«به همین دلیل، اگر مورچهای اینطور راه میرفت، از ترس اینکه مبادا روی آن پا بگذارم، از روی آن میپریدم و رد میشدم، و هیچ سابقهای ندارم که روی مورچهای که راه میرفت، پا گذاشته و از آن رد شده باشم.»"그래서 개미가 이렇게 기어가면 개미를 밟을까 봐 껑충 뛰어서 건너가지, 개미가 기어가는걸, 밟고 지나가 본 예가 없다."
10«چگونه کسی که حتی جان مورچه را اینقدر باارزش میداند، میتواند انسان بکشد؟»"그렇게 개미 생명도 귀중하게 여기는 사람이 어찌 사람을 죽일 수가 있겠는가?"
11«و همچنین، 이 사람 کسی است که همیشه موعظه میکرد که حتی اگر فقط از کسی متنفر باشی، گناه قتل است.»"그리고 또 이 사람은 사람만 미워해도 살인죄라고 설교를 늘 했던 사람이다."
12حتی با گفتن این حرفها، باز هم قبول نمیکردند.이렇게 말을 해도 그래도 인정을 안 해요.
13이 사람 چه حرفهای جورواجوری نزد؟별의별 무슨 말을 안 했겠어요, 이 사람이.
14이 사람 به کسانی که مرا به عنوان قاتل مظنون میدانستند و بازجویی میکردند، چه حرفهایی نزد؟나를 살인 죄인으로 의심하고 조사하는 사람한테 이 사람이 무슨 말을 안 했겠어요?
15اگر بخواهم همه آن را بگویم، باید ساعتها صحبت کنم. همینطور است؟내가 그걸 다 말하자면 그냥 몇 시간을 얘기해야 돼요. 그렇죠?
16حتی با گفتن آن حرفها، گوش نمیدادند و شک میکردند، و چون میگفتند که به هیچ وجه نمیتوانند جرم 이 사람 را کشف کنند، او را به یک دادستان بسیار ترسناک ارجاع دادند.그렇게 말을 해도 안 듣고 의심을 하고, 자기는 도저히 이 사람의 죄상을 캐낼 수 없다고 해서, 아주 무서운 검사한테 배치시켜요.
17پس وقتی به نزد آن دادستان ترسناک رفتم، چشمانش مثل تیلههای بزرگ بود، چشمانش.그러니까 이제 그 무서운 검사한테 들어가니까, 그냥 눈이 왕방울만 해, 눈이.
18چشمانش مثل تیلههای بزرگ بود و فقط میگفت: «زود باش، اینجا بنشین!» و مرا میترساند.눈이 왕방울만 한데가 그냥, "그냥 빨리 이리 앉아!" 겁을 줘요.
19حتی اگر اینطور مرا میترساند، آیا من میلرزیدم؟그렇게 겁줘봐야 내가 덜덜 떨겠어요?
20هر چقدر هم 이 사람 را میترساندند، او آرام بود، پس اگر میگفتند سریع بنشین، او آهستهتر میرفت و مینشست.이 사람을 암만 무섭게 해도 태연하니까, 빨리 앉으라면 더 천천히 가서 걸어가서 앉아요.
21«زود باش بنشین، زود باش بنشین!»"빨리 앉아, 빨리 앉아!"
22آهسته رفت و بسیار باوقار راه رفت و نشست.천천히 가서 아주 점잖게 걸어가서 앉아요.
23پس آن دادستان ترسناک عجول بود، مگر نه؟그러니까 그 무섭게 하는 검사가 성질이 급하니까 그렇죠?
24پس چون آن شخص عجول بود، فقط به چند چیز نگاه کرد و چون فکر کرد که اینطور نیست، گفت: «برگرد!»그러니까 그 사람이 성질이 급하니까 그 몇 가지를 그냥 보더니 아닌가 싶으니까 "돌아가!" 그래요.
25خب، آن شخص فقط یک ساعت بازجویی کرد و گفت که بروم.그 뭐 그 사람은 한 시간만 조사하고 그냥 가래요, 그냥.
26افراد عجول اینطور هستند.성질 급한 사람은 그러더라고요.
27پس واقعاً، توسط این دادستان و آن دادستان بازجویی شدم، اما هر دادستانی که بازجویی میکرد، میگفت: «آن شخص به هیچ وجه کسی نیست که مرتکب قتل شود.»그래서 참, 이 검사, 저 검사한테 조사를 받아봤지마는 그 조사받던 검사마다 하는 말이, "도저히 그 사람은 살인할 만한 사람이 아닙니다."
28همه یکصدا این را میگفتند.이구동성으로 말하게 돼요.
29پس در نهایت، در مورد اتهام قتل بیگناه شناخته شد.그렇게 되니까 결국은 살인죄에 대해서는 무죄가 된 거예요.
30پس از رئیسجمهور به دادستانی که مسئول پرونده من بود، تلفن آمد.그래서 대통령한테서 나 담당한 검사한테 전화가 왔어요.
31آن دادستان گفت: «جرمی وجود ندارد. هر چقدر هم بگردیم، چیزی پیدا نمیکنیم. پس باید او را آزاد کنیم.»그 검사가 하는 말이 "죄가 없습니다. 아무리 찾아봐도 없습니다. 그러니까 내보내야죠." 그러니까.
32احتمالاً در آنجا گفتند: «آن~ 이슬성신 که میگویند نازل میشود، با چشم انسان دیده نمیشود، مگر نه؟ پس او آن را دستکاری کرده، عکسها را دستکاری کرده، خانوادهها را فریب داده و هدایا جمعآوری کرده است، پس این کلاهبرداری نیست؟ پس او را به اتهام کلاهبرداری بازداشت کنید~» اینطور شد.아마 거기에서 말하기를 뭐라 하느냐 "그~ 이슬성신 내린다는 게 사람 눈에 안 보인다고 하잖아~ 그러니까 그걸 조작을 해가지고 사진을 조작을 해가지고 식구들을 속여서 헌금 거두었으니까 그건 사기가 아니야~ 그러니까 사기로 묶어~" 이렇게 된 거예요.
33«بله، بله، فهمیدم!» گفت."예, 예, 알았습니다!" 그래요.
34سپس آن دادستان گفت: «هی، رئیسجمهور اینطور میگوید که شما را زندانی و بازداشت کنیم، شما چگونه~ شما چگونه میتوانید همینطور بیرون بروید~ وقتی رئیسجمهور اینطور میگوید که شما را بازداشت کنیم…»그러면서 그 검사하는 말이, "여보, 이거 대통령이 이렇게 당신, 징역을 주라고 구속하라고 하는데, 당신 어떻게~ 당신 그냥 어떻게 나갈 수가 있어~ 대통령이 이렇게 구속하라고 하는데…."
35و آن دادستان خیلی شکایت میکرد.그러면서 그 검사가 아주 하소연을 해요.
36منظورش این بود که ساکت باشم، بازداشت شوم و حبس بکشم و زندگی کنم، مگر نه؟잠자코 구속돼서 징역이나 받고 살라는 얘기죠?
37پس وقتی نگاه کردم، آن دادستان بیچاره به نظر میرسید.그래서 내가 보니까 그 검사 불쌍해 보여.
38از دید 이 사람، به اصطلاح، او دستنشانده آن شخص بلندپایه نیست؟ همینطور است، نیست؟이 사람이 볼 때에 말하자면 그 높은 사람의 하수인 아녜요? 그래요, 안 그래요?
39کسی که هر کاری را که یک شخص بلندپایه میگوید انجام میدهد، او دستنشانده است، دیگر چه؟높은 사람이 하라는 대로 하는 게 그게 하수인이지, 뭐야?
40پس گفتم: «آه~ تو واقعاً بیچارهای!»그래서 "아~ 너는 참 불쌍하다!"라고 그랬어요.
41اما حالا، وقتی این دنیا زیر و رو شود، آن زمان تو~ تو بدبخت خواهی شد. این را در دل گفتم.그러나 이제 이 세상이 뒤집어질 때 그때에 너는~ 너는 비참하게 될 것이다. 속으로 그랬어요.
42تو بدبخت خواهی شد. آیا به خاطر این است که نمیدانی 이 사람 کیست که اینطور رفتار میکنی؟너는 비참하게 된다. 이 사람이 누구라는 걸 몰라서 니가 그러는구나?
43بنابراین، 이 사람 با آرامش، همانطور که بازجویی میکردند، سخن میگفت.그래서 담담하게 이 사람은 조사하는 대로 그대로 이 사람이 말씀을 했던 겁니다.
44حالا همانطور که بود، حتی وقتی آن شانزده نفر شکایت کردند، این افراد هیچ هدیهای نداده بودند.이제 그대로, 그 열여섯 명이 고소할 때에도 이 사람들이 헌금을 한 사실이 없다.
45هدایا را من دریافت کردم.헌금은 내가 받았다.
46من آن را دریافت کردم، اما اگرچه آن را گرفتم و به رئیس انجمن زنان دادم، اما دریافتکننده هدایا من بودم.내가 받았지만 받아서 부인회장한테 주기는 했지마는 헌금 받기는 내가 받았다.
47چون من آن را دریافت کردم، میدانم چه کسی هدیه داده و چه کسی نداده است.받았기 때문에 헌금을 한 사람과 안 한 사람을 안다.
48اما این افراد هیچ هدیهای نداده بودند.그런데 이 사람들은 헌금을 한 사실이 없다.
49هیچ هدیهای نداده بودند، و همچنین آن شخص هدیه داده بود، اما هدیه سال ۸۴ بود.헌금한 사실이 없고, 또 이 사람은 헌금하기는 했는데 84년도 헌금을 했다.
50چون هدیه در سال ۸۴ داده شده بود، آیا مهلت قانونی نگذشته بود؟84년도에 헌금을 했으니까, 공소시효가 넘지 않았느냐?
51اگر ۷ سال بگذرد، مهلت قانونی گذشته است.7년이 넘으면 공소시효가 넘은 거예요.
52اما چون 이 사람 را در سال ۱۹۹۴ بازداشت کرده و بازجویی میکردند، و در سال ۱۹۹۵ بازجویی میکردند، اگر سال ۱۹۸۴ باشد، بیش از ۱۰ سال گذشته بود، مگر نه؟그런데 1994년도 이 사람을 구속해가지고 조사하는 거니까, 그 1995년도 조사하는 거니까 1984년도면 10년이 넘은 거죠?
53حتی اگر گذشته بود، خیلی زیاد گذشته بود.넘어도 많이 넘은 거예요.
54پس وقتی این را گفتم، حالا همانطور که بود، آنها گفتند: «이 사람 نگفته است که در سال ۱۹۸۴ هدیه داده، بلکه گفته است در سال ۱۹۸۸ هدیه داده است…»그래서 이렇게 말을 하니까, 이제 그대로, "이 사람은 1984년도 헌금했다는 게 아니라 1988년도 헌금했다는 건데...." 그래요.
55گفتم: «آن دروغ است!»"그건 거짓말이다!" 그랬어요.
56آن دروغ است.그건 거짓말이다.
57چون مهلت قانونی گذشته بود، پس… چون من نمیتوانستم مجازات شوم، میگویند با هدف مجازات من در سال ۱۹۸۸ هدیه دادهاند.공소시효가 넘어서 그렇게…. 내가 처벌받을 수 없으니까 나를 처벌할 목적으로 1988년도에 헌금했다고 한다.
58هیچ کس در سال ۱۹۸۸ هدیه نداده است!1988년도 헌금한 사람이 없다!
59در میان این افراد، برخی در سال ۱۹۸۸ حتی به مذبح هم نیامدند.이 중에는 1988년도에는 제단도 안 나왔다.
60최순희 تا سال ۱۹۸۷ به مذبح میآمد، و حتی شهادت داد که بعد از سال ۸۸ دیگر به مذبح نیامده است، مگر نه؟최순희는 1987년도까지 제단 나오고, 88년도 이후에는 제단 안 나왔다고 증언까지 한 사람이죠?
61آنها قبول کردند که چنین شخصی در سال ۱۹۸۸ هدیه داده است و 이 사람 را مجازات کردند.그런 사람이 1988년도에 헌금했다는 걸 그것을 인정해가지고 이 사람을 처벌한 겁니다.
62최순희 حتی در دادگاه شهادت داده بود. او اینطور شهادت داده بود که «در سال ۱۹۸۷ از مذبح خارج نشده بود» و خودش با دهان خود این را گفته بود، اما اینکه دادستان یا قاضی قبول کنند که او بعد از سال ۱۹۸۸ هدیه داده است، به این معناست که آن قاضی یا دادستان واقعاً عمداً این پرونده را برای مجازات 이 사람 دستکاری کردهاند، مگر نه؟최순희가 법정에서 증언까지 했던 겁니다. "1987년도에 자기가 제단을 나갔지 않았다"라고 이렇게 증언까지 했고, 자기 입으로 그렇게 말을 했는데, 1988년도 이후에 헌금을 했다는 것을 그걸 검사나 판사가 인정한다는 것은 그 판사나 검사가 참으로 고의적으로 이 사람을 처벌하기 위해서 그렇게 조작한 사건이죠?
63بنابراین، چون 이 사람 واقعاً هیچ کاری نمیتوانست بکند، گفت: «اگر اینطور است، چون در زندان هم کلیسا هست، پیروان ما را در این کلیسا جمع کنید و بگذارید 이 사람 مراسم عبادت را رهبری کند، و دادستانها و قاضیها میتوانند خودشان بیایند و عکس بگیرند~ یا میتوانند کسی را بفرستند تا بیاید و عکس بگیرد، و خبرنگاران روزنامه هم میتوانند بیایند و عکس بگیرند، پس عکس بگیرید.»그래서 이 사람이 참으로 이래도 저래도 안 되니까, "그렇다면, 교도소에도 교회가 있으니까, 이 교회에 우리 교인들을 모아놓고 예배 인도를 이 사람이 하게 해가지고 검사, 판사가 와서 직접 사진을 찍어도 좋고~ 사람을 시켜서 와서 사진을 찍어도 좋고, 신문 기자들더러 와서 사진 찍어도 좋으니 사진을 찍어보시오."
64«عکس بگیرید تا ببینید آیا 감로 이슬성신 نازل میشود یا نه.»"감로 이슬성신이 내리나, 안 내리나 사진을 찍어보시오."
65اگر آن ثبت شود، 이 사람 بیگناه خواهد بود، مگر نه؟그게 찍혀 나오면 이 사람이 무죄가 되는 거죠?
66چون اگر آن ثبت میشد بیگناه میشد، حتی با اینکه 이 사람 گفت این کار را بکنند، تا آخر عکس نگرفتند.그게 찍혀 나오면 무죄가 되니까, 이 사람이 그렇게 하라고 해도 끝까지 사진을 안 찍었어요.
67تا آخر به حرف 이 사람 گوش ندادند و او را مجبور کردند که ۷ سال در زندان بماند.끝까지 이 사람의 말을 들어주지 않고 그대로 징역을 7년간 살게끔 밀어붙이는 거야.
68این یک اقدام عمدی برای زندانی کردن یک نفر است، مگر نه؟이건 한 사람을 고의적으로 징역을 살게 한 처사죠?
69این اتفاقات فقط در کشورهای عقبمانده رخ میدهد، در کشورهای پیشرفته چنین چیزی نیست.이건 미개한 나라에서나 이런 일이 있지, 선진국에서는 이런 일이 없어요.
70باید طبق خواسته متهم عمل شود، اگر میگوید عکس بگیرید، باید عکس بگیرند، چرا عکس نمیگیرند؟피고인이 요구하는 대로 해주게 되어 있지, 사진을 찍어 보라는데 사진을 찍어봐야지, 왜 안 찍어요.
71کاری را که باید انجام دهند، انجام نمیدهند، چون پشتشان کثیف است (چیزی برای پنهان کردن دارند)، مگر نه؟ همینطور است، نیست؟하라는 걸 하지 않는 건, 뒤가 구리니까 안 하죠? 그래요, 안 그래요?
72پس، 이 사람 گفت عکس بگیرند، حتی وکیل هم گفت عکس بگیرند، اما آنها خودشان را به نشنیدن زدند و فقط حکم صادر کردند.그래서 이 사람이 사진을 찍어 보라고 그러고, 변호사도 사진을 찍어 보라고 해도, 못 들은 척하고 판결하고 마는 거야.
73این اتفاق افتاد که 이 사람 در تاریخ ۱۰ ژانویه ۱۹۹۴ به دادستانی رفت و در ۱۱ ژانویه دستگیر شد و همانطور در آن بازداشتگاه زندانی ماند، درست است؟그런 일이 이 사람이 1994년도 1월 10일 그 검찰청에 가서 1월 11일 구속되어서 그대로 그 구치소에 구속이 되었던 거죠?
74روزی که 이 사람 دستگیر شد، خبرنگاران تلویزیون و روزنامه هجوم آوردند و آن موقع برای عکس گرفتن با دوربین غوغایی به پا شد، مگر نه؟이 사람이 구속되는 날, 방송국 기자들, 신문 기자들, 몰려 들어와서 카메라 찍느라고 난리들 났죠, 그때.
75پس، شما دیدید که 이 사람، بسته شده با این طناب، در حال کشیده شدن بود و عکسهایش منتشر شد، مگر نه؟그래서 이 사람, 이 밧줄에 묶여서 끌려가는 걸 사진에 찍혀 나온 걸 봤죠?
76میگویند وقتی دیدند 이 사람 دستگیر شده، کشیشها خوشحال شدند و از خوشحالی بالا و پایین پریدند، حتی بین خودشان مهمانی گرفتند و دور هم جمع شدند و مشروب نوشیدند.이 사람 구속된 걸 보고, 목사들이 좋아하고 굉장히 기뻐 뛰고 저희들끼리 파티도 열고, 목사들끼리 모여서 술도 먹고 그랬대요.
77چنین خبرهایی حتی به زندان هم میرسید، حتی به زندان.그런 소리가 교도소까지 들어와요, 교도소까지.
78چقدر باید خوشحال میبودند که آن مشروب را اینطور مینوشیدند. همینطور است، نه؟얼마나 좋으면 그 술을 처먹었겠어요. 그래 안 그래?
79پس، آن عوضیهایی که اینقدر خوشحال بودند، بالاخره روزی مجازات خواهند شد، یا نه؟그래서 그렇게 좋아했던 그놈들이 언젠가는 혼날까, 혼 안 날까?
80مجازات میشوند، مگر نه؟혼나죠?
81بالاخره روزی میرسد که مجازات شوند، مگر نه؟언젠가는 혼날 날이 오죠?
82بنابراین، آیا این دنیا، دنیایی است که چنین فسادی در آن دفن شود؟그런고로 이 세상은 그러한 비리가 묻힐 수 있는 세상이에요?
83دفن نمیشود.묻히지 않아요.
84بالاخره روزی آشکار خواهد شد.언젠가는 드러나게 되어 있어요.
85پس، وقتی چنین فسادی آشکار شود، در نهایت آنها مجازات خواهند شد، مگر نه؟그래서 그런 비리가 드러나 가지고 결국은 저희들이 처벌을 받게 되는 거죠?
86پس، به خصوص از آنجا که 이 사람 آمده تا این دنیا را زیر و رو کند، و برای ایجاد تحولی عظیم آمده است، آیا 마귀ی که در حال حاضر بر این دنیا حکومت میکنند، 이 사람 را به حال خود رها خواهند کرد، یا سعی خواهند کرد او را بکشند؟그래서 특별히 이 사람은 이 세상을 뒤집어엎으러 왔기 때문에, 천지개벽을 하러 왔기 때문에, 현재 이 세상을 집권하고 있는 마귀들이 이 사람을 그냥 놔두려고 할까, 이 사람을 죽이려고 할까?
87وقتی 이 사람 را برای اولین بار دستگیر کردند، قصد داشتند او را بکشند.이 사람을 처음에 구속할 때는 죽이려고 했던 거예요.
88پس، با هدف کشتن او – نه، آنها کاری کردند که در رادیو و تلویزیون و روزنامهها مدام جار بزنند که او افراد زیادی را کشته است.그래서 죽이는 목적으로 아니 죽인 사람을 많이 죽였다고 막 방송에 떠들게 하고 신문에 막 떠들게 하고 그랬던 거예요.
89همه اینها به این دلیل بود که دادستانی از پشت صحنه اینطور دستکاری میکرد، و چون دادستانی دستکاری کرده بود، روزنامهها منتشر شدند و شبکههای تلویزیونی اینطور سر و صدا میکردند.그게 다 검찰에서 그렇게 뒤에서 조종을 해서 신문도 나고 검찰에서 조종했기 때문에 방송국에서 그렇게 떠들고 그랬던 거예요.
90همه اینها به خاطر مسیحیت بود، کشیشهای مسیحی این کار را تحریک کرده بودند.그것이 전부 기독교에서 기독교의 목사들이 사주를 해서 그랬던 거예요.
91پس، این مسیحیت وقتی سقوط کند، به طور فجیعی سقوط خواهد کرد.그래서 이 기독교는 망할 때 비참하게 망하게 되어 있어요.
92به طور فجیعی سقوط میکند.비참하게 망해요.
93این یک سقوط معمولی نیست.그냥 보통 망하는 게 아니야.
94این فقط بستن بیسر و صدای درهای کلیسا نیست، بلکه به طور فجیعی سقوط خواهد کرد.그냥 슬그머니 교회 문을 닫는 게 아니야, 비참하게 망합니다.
95همه شما با چشمان خود خواهید دید.여러분들 다 눈으로 보게 돼요.
96بسیار فجیع خواهد شد.아주 비참하게 돼요.
97به همین دلیل، وقتی این دنیای 마귀ی زیر و رو شود و دنیای 하나님 برقرار گردد، طبیعی است که فرزندان 마귀 بدبخت شوند، مگر نه؟ همینطور است، نه؟그렇기 때문에 이 마귀 세상이 뒤집어지고 하나님의 세상이 이루어질 때 마귀 새끼들이 비참해져야 당연하죠? 그래요, 안 그래요?